تبليغاتX
Metal Aryan King
خداوند مرده است به خاطر حماقت مخلوقاتش . . .

باور كنيد كه اگر گروه هاي بلك متال در جهان وجود نداشتند متال به معناي واقعي مي شد و يا بازيچه دست سرمايه داري قرار مي گرفت همانطور كه گرفته است اين مطلب كاملا مشهود است كه بلك متال ناجي موسيقي متال شده است گروه هايي كه با ظاهري خشن به دنبال انديشه هاي خويش هستند البته ظاهرگراها آنها را هميشه نفي مي كنند

در سال 1993 Gorgoroth یک آلبوم به نام a sorcery written in blood ساخت که به صورت دمو بود و پس از آن در سال 1994 اولین آلبوم رسمی خود را با نام Pentagram را ارائه کرد. این آلبوم به زودی به یکی از پیشگامان این حرکت روبه رشد یعنی  ( حقیقت گرایی ) تبدیل شد . آلبوم بعدی آنها یعنی ( ضد مسیح ) حتی از Pentagram هم موفق تر عمل نمود و توانست تاثیر زیادی در جوامع مختلف داشته باشد . این کار Gorgoroth سبب شد که از مخفیانه عمل کردن بیرون بیایند و با مقبولیتی که در جامعه پیدا کرده بودند بتوانند اولین اجرای زنده خود را در کشور نروژ و انگلستان با همکاری گروه Cradle of filth داشته باشند . و سرانجام آنها در سال 1996 اولین تور خود را برگزار کردند .

در سال 1998 گروه آلبوم Destroyer را ساخت که در ان صدای Gaahl ( خواننده گروه ) صدایی بسیار خشن بود که این صدای خشن و هولناک آنها سبب شد که آنها در مسیر Black Metal مرحله جدیدی را آغاز کنند . در سال 2000 آلبوم Incipit Satan ( مقدمه شیطان ) به نمایش در آمد . ساخت این آلبوم سه سال به طول انجامید که در آن موسیقی ها بهتر و سنجیده تر شدند که بار دیگر مرحله جدید از قلمرو گروه را نشان می داد و در آخر آلبوم Twilight of the idols در سال 2003 آلبومی بود که کار آنها را از زوایای مختلف نشان می داد و در حقیقت این آلبوم بهترین اثر و تاریک ترین بخش این گروه در تمام عمر خود است . در نهایت Black Metal قدیمی نروژ توسط گروهی ساخته و نواخته شد که می دانستند چه کار کنند و کار خود را به بهترین شکل ممکن به پایان رسانند . وقتی سخن از بلک متال قدیمی به میان می آید باید به یک دهه پیش بازگشت زمانیکه یک واقعه جدید به ویژه در کشور نروژ شروع به شکل گیری و توسعه نمود ، زمانی که گروه هایی چون immortal ، mayhem ، Darkthrone ، Burzum هر کدام با نخستین اجراهای خود به میان آمدند و نگاهی کاملا جدید را به black metal خلق کردند . نگاه و نگرشی که از گروه های افسانه ای چون Bathory و    Venomالهام شده بود .

در همان زمان بود که گروهی بی نظیر و منحصر به فرد شکل گرفت که با الهام از گروه Tolkien به نام Gorgoroth نام گرفت . این گروه از زمان شکل گیری بصورت مخفیانه (  underground) در مکانی تاریک و نامقدس که بیانگر افکار آنها بود باقی ماندند و تمام مسائلی که پیش رو داشتند را تحمل کردند و هرگز کنار نکشیدند و به راه خود ادامه دادند تا اینکه سرانجام در سال 1992 رسما کار خود را آغاز کردند . گروه Gorgoroth با اجراهای مکرر خود ثابت کردند که نابغه های Black Metal نروژی هستند . آنها توانستند شاخه جدیدی را در Black Metal به وجود بیاورند ، شاخه ای که به حقیقت گرایی تاکید داشت ، شاخه ای که امروزه طرفداران بسیاری دارد . این گروه از اینکه هدفشان بدست آوردن پول باشد شدیدا پرهیز می کردند و محور همه فعالیت های خود را حقیقت و واقعیت قرار دادند .

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه دهم فروردین 1387ساعت 12:23  توسط King Manheb | 

Forever Darkness

تاریکی برای همیشه

 

In the fire of the sunken sun fast as ravens, bullets, thoughts I run

به سرعت طعمه های در حال فرار گلوله ها و افکار زیر آتش خورشید پوسیده و غرق شده و می دوم

I inhale the golden oil and I fear forever darkness

از دود های طلایی تنفس می کنم و از تاریکی همیشه می ترسم

Nights come, bringing snow . . . forever darkness in my soul

شب رسید با خودش برف آورد . . . این تاریکی همیشه روح من

Black, cold days will never cease

روزهای سرد و تاریک هیچ وقت تمام نمی شود

When the ground shakes and the light falls

وقتی که زمین می لرزد و چراغ ها روی زمین می افتند

 

Look into your heart

به درون قلبت نگاه کن

Do you see the ruins of what we felt before ?

خرابه های چیز هایی که قبلا احساس می کردیم را می بینی ؟

 

Sickening lives the fallen man

زندگی تهوع آور مردم سقوط کرده است

This is our world

این دنیای ماست

Here the snake gets her poison

اینجا مار زهرش رو جمع می کنه

To kill innocence in paradise

تا بیگناه ها را در بهشت بکشد

Lies come, spirite,s gone

دروغ ها هجوم می آورند  زندگی مرده است

Devil,s might has won

نیروی شیطان پیروز شده است

 

Darkseed band

گروه دارک سید

+ نوشته شده در  جمعه نهم فروردین 1387ساعت 9:28  توسط King Manheb | 
+ نوشته شده در  سه شنبه ششم فروردین 1387ساعت 9:27  توسط King Manheb | 

با درود بي كران

 

 

امروز نوروز است

روز نو

روزگار نو

از كرانه ها پژواك شادي فرشتگان سرتاسر گيتي را پر كرده است

امروز جمشيد شاه پيشدادي فرمان جشن و سرور مي دهد

نوروز است

آري نوروز

نوروز هزاره ها را پشت سر نهاده است

نوروز براي هر سبزه اش در اين خاك آريايي خون ديده است

خون سرخ

خون آريو برزن

رستم فرخزاد

بابك  . . .

بابك كه جان در راه ميهن داد و بدنش به آسمانها پيوست به همراه روحش

نوروز به ياد دارد

كه چه ديده اند مردمان آريايي از پس روزگار

نوروز مي داند كه تازيان چه ها كردند با نياكان

نوروز اشك مي ريزد به آن خون هايي كه مغولان ريختند

و نوروز مي داند كه نياكان و پدران ما چه پايداريها كردند

نوروز داغ دل بهار

از غبار روزگار

مهر و نيكي

نيكي يادگار زرتشت

زرتشت . . .

نيك باد گفتارش كه فرمود : راه در جهان يكي است و آنهم راستي است

تو نيز به پاس نوروز نيك باش

پندارت و گفتارت و كردارت را آريايي كن

و بجنگ همچون نياكانت با دروغ و ريا و پستي و تزوير اين دوره

آه كه نوروز درد دل همه تاريخ است

باشد كه نيك باشد و خجسته

به خشنودي اهورامزدا . . .

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 21:16  توسط King Manheb | 

بلک متال نروژ

 

MAYHEM

بلک متال در نروژ از زمانی پدید آمد که نئو وایکینگ های نروژ در جستجوی راه و وسیله ای برای نابود کردن مسیحیت در نروژ و بعد در تمام دنیا بودند و در این راه انسان های بسیاری را کشتند و کلیساهای زیادی را آتش زدند و بلک متال را تا نهایت نواختند تا شاید خدای تاریکی یعنی Pagan دوباره باز گردد.

 

بازدیدکنندگان و توریست ها از نروژ به عنوان کشور حماسه ها و افسانه ها یاد می کنند . پایتخت این کشور هم اسلو است که در مرکز این شهر همه چیز ، از خانه های سنگی زیبا تا معتادان و گدایان با قیافه های مختلف دیده می شود .

 

در یکی از همین خانه های مرکز این شهر و در اتاق شش ضلعی گروه ، گروه Mayhem به عنوان اولین گروه بلک متال نروژ شکل گرفت .

 

در این اتاق فرش های بسیار کثیف در زیر پا ، صلیب های شکسته نازی بالای سر به همراه صلیب های برعکس و شمشیر وایکینگ ها که به در و دیوار آویزان شده دیده می شود .

 

Hell hammer در حال حاضر تنها عضو باقی مانده از ترکیب تشکیل دهنده گروه است هر چند که همچنان شایعاتی مبنی بر جدایی او و پیوستنش به گروه Marduk به گوش می رسد و حضور او در تور این گروه به این شایعات قوت می بخشد .

 

پایه و اساس این موسیقی در نروژ در اوایل دهه هشتاد شکل گرفت . اعضای این گروه در همان خانه زندگی می کردند که اطرافیان از این خانه به عنوان خانه ای شیطانی یاد می کنند .

 

Hell hammer می گوید :

 

وقتی برای خرید به مغازه ای می رفتیم پیرزن ها به محض دیدن ما فرار می کردند و به نوه ها و بچه هایشان می گفتند اینجا محل زندگی شیطان است .

 

البته گروه Mayhem تلاش خاصی برای رفع این خرافه پرستی ها نکرد .

 

گروه مشغول تمرین و کار بود که Dead خواننده گروه مغز خود را با یک تفنگ شکاری متلاشی کرد و اعضای گروه جنازه او را همان طور در حیاط خانه رها کردند تا جسدش خوراک پرندگان شود .

 

Hell hammer می گوید :

 

این کار Dead مرا متعجب نکرد چون او واقعا دیوانه بود و همیشه از قلعه های عجیب نروژ صحبت می کرد .

 

Hell hammer  و  Euronymous  گیتاریست گروه اولین کسانی بودند که جنازه Dead را دیدند و اورانیموس می گوید ما وقتی جنازه او را دیدیم که مغز او روی زمین ریخته بود و خون به دیوارها ریخته بود .

 

Hell hammer  می گوید :

 

اورانیموس قسمتی از مغز او را برداشت و با فلفل و سبزی پخت و خورد .

 

Hell hammer اولین کسی بود که لباس این چنینی بلک متال را مد کرد . چکمه های بلند ، لباس جین ، ژاکت های چرمی سیاه به همراه پنتا گرامی که به گردنبندی که از استخوان جمجمه Dead ساخته شده بود اولین تیپ بلک متال بود .

بلک متال همیشه موسیقی ترسناکی بوده و حتی گروه های انگلیسی مثل Venom خود را به عنوان یک گروه شیطانی مطرح کرد و خود را طبق قوانین شیطان پرستی وفق دادند . اما وقتی بلک متال به نروژ رفت تغییراتی اساسی در آن شکل گرفت و جنگ عظیمی که بر علیه مسیحیت با این موسیقی شکل گرفته و پیوند خورده نماد پیدا کرد .

 

از گروه های دیگری که پس از mayhem به این نهضت پیوستند می توان به dark throne ، marduk ، burzum ، immortal ، emperor اشاره کرد که در ابتدا به صورت زیر زمینی تشکیل شده و رشد کردند .

 

درهمین زمان اورانیموس شرکتDSP را شکل داد . او به نوعی رهبر این نهضت محسوب می شد .

 

Hell hammer در مورد او می گوید :

 

او احساسات نداشت . ترحم نداشت و همیشه هم می گفت که این نوع زندگی برایش لذت بخش است .

 

اورانیموس با تشکیل این شرکت به واقع بزرگترین خدمت را در حق این موسیقی کرد .

 

این شرکت در زیر زمین همان خانه محل تمرین گروه تشکیل شد . این زیرزمین مثل سیاه چال های قدیم تاریک و نمناک بود و با شمع روشن می شد .

 

افراد بسیاری پس از آمدن به این مکان و خروج از آن کفن به تن می کردند و در اوج نئشگی حاصل از هروئین و LSD به خودزنی با چاقو و شیشه شکسته می پرداختند و با اسپری بروی دیوار عبارت 666 را می نوشتند .

 

Hell hammer مردمی را که با تفنگ به خود یا دیوار شلیک می کردند و حتی کسی که با پتک به مغز خود کوبید به یاد می آورد یا حتی اورانیموس که یک روز آنقدر خود را با زنجیر زد تا بیهوش شد .

 

در حدود سال 1990  بود که بلک متال در حال پیشرفت بود و در این زمان گروه سازش ناپذیر marduk پایه ریزی شد و با اولین آلبوم خود یعنی Fuck me Jesus   دری جدید را بروی بلک متال و مبارزه با مسیحیت باز کرد .

 

Samoth گیتاریست بزرگی که از اعضای تشکیل دهنده emperor است و سابقه همکاری با Satyricon  و burzum  را دارد می گوید :

 

ما همیشه خشم و نفرت خود را نسبت به مسیحیت اعلام خواهیم کرد و خواهید دید که چگونه ادیان وایکینگ ها باز خواهد گشت .

 

نقطه اشتراکی که در بین گروه های آن موقع بلک متال دیده می شد این بود که همه آنها نفرتی خاص نسبت به مسیحیت داشتند .

 

در این زما ن آتش زدن کلیساها به وسیله کسانی که خود را سربازان اودین می نامیدند مد شد .

 

از پیشگامان این کار می توان به varg vikerness یا همان count grishnackh اشاره کرد .

 

از کلیساهای معروفی که ورگ آتش زد fantoft نام دارد که از آثار باستانی نروژ است .

 

از دیگر کلیساهای معروف kolmen kolen است که samoth آتش زد که این کلیسا کلیسای خانوادگی پادشاه هارالد پنجم بوده است .

 

Samoth در ابتدا با کمک ورگ کلیسای fantoft را آتش زد و بعد از آتش زدن کلیسای kolmen کلیسای skjold را هم به آتش کشید .

 

Samoth می گوید :

 

در کوچکی در زیر محراب کلیسا وجود داشت و من هم چند گالن گازوئیل روی آن ریختم و کبریت زدم و فرار کردم .

 

ورگ هم از اعضای اصلی این جنبش بود که اغلب لباس های وایکینگ هارا می پوشید و در ایدئولوژی اش بسیار حساس و سخت گیر در عین حال احساساتی بود ( این نکته در آهنگ های بارزام چه با کلام و چه بدون کلام کاملا مشهود است و همیشه حتی در تند ترین آهنگ های او نغمه ای غمناک شنیده می شود)

 

ورگ از معتقدان شدید به مبارزه با مسیحیان از طریق آتش زدن کلیسا بود . او با بنزین کلیسای fontoft را آتش زد و بلافاصله به میان آتش رفت و روی دیوار کلیسا ادرار کرد . پس از این جریان اورانیموس ادعا کرد که ورگ این کار را برای مشهور شدن کرده و تقریبا دو ماه بعد از این جریان بود که ورگ ، اورانیموس را کشت و در دادگاه به قصد توهین موهایش را بافت و دائما در دادگاه می خندید .

 

   

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم اسفند 1386ساعت 21:14  توسط King Manheb | 

سرآغاز : نوشتار زیر در تارنگار های زیادی وجود دارد و نوشته شده است و نیازی به گفتن بن مایه آن نمی باشد .

 

بررسی 20 سال Black Metal در دو دهه 80 و 90 میلادی .

 

این مطلب بدون جانب داری و بی طرفانه است . و به معرفی بهترین آلبوم هر سال می پردازد . به عنوان مثال از بند کریدل نیز نام برده شده است .

Venom ; Welcome To Hell [1981]

چندی قبل پایه های بلک متال توسط گروه ونوم ریخته شده بود و این آغاز بلک متال بود

Venom ; Black Metal [1982]

Slayer ; Show No Mercy [1983]

Mercyful Fate ; Melisha [1983]

سبکی جدید در دنیای بلک متال آن دوران و تولد آن فقط با صدای وکال گروه یعنی کینگ دیاموند بود . او نشان داد که احتیاجی به شهرت برای برتر بودن نیست و فقط صادق بودن لازمه این سبک است. جذابیت این گروه که تا به امروز هم فعال است و جز برترین هاست نوع اشعار و فضای تاریک و ترسناک آنهاست.

Venom ; At War With Satan [1984]

Bathory ; Bathory [1984]

Sodom ; Sign of Evil [1984]

Hellhammer ; Apocalyptic Raids [1984]

Possessed ; Seven Churches [1985]

Slayer ; Hell Awaits [1985]

گروهی تاثیر گذار با آلبومی قوی . فضایی شیطانی حاکم بر اشعار به همراه موزیکی قوی . ترکی که اسم آلبوم است یکی از شاه کار های ای بند قدیمی است . با این توضیح که بلک متال در آن زمان بیشتر سبک موسیقی بود و صدای وکال مطرح نبود .

Celtic Frost ; Morbid Tales/ To Mega Therion [1985]

Bathory ; The Return [1985]

Venom ; Possessed [1985]

Bulldozer ; The Final Separation [1986]

Bathory ; Under the Sign Of The Black Mark [1987]

عرصه جدیدی از بلک متال . اشعاری قوی و فضای حاکم بر آلبوم بسیار گیرا . شاید به خاطر ورود کیبورد به بلک متال .

Celtic Frost ; Into the Pandemonium [1987]

Sabbat ; History of a Time to Come [1987]

نهایت یک گروه متال در انگلستان . اشعار و فضایی عالی . و تولد سبکی بین دث و بلک . می شود گفت گوشه ای از فولک ، اتمسفر و پگن در آهنگ ها وجود دارد . و حالا جایی برای مخالفت با کلیسا پایه ریزی شد . و از این پس صدای بلک متال ضد سلطه شد و این کار به وسیله وکال گروه یعنی مارتین والکیر انجام پذیرفت .

Mayhem ; Deathcrush [1987]

و شروع بلک متال حقیقی . در بندی زیر زمینی . در کشوری که خود بند بی نام و نشان بود بلک متال حیات تازه یافت . گروهی متشکل از خدایان موسیقی و جوانانی خلاق . اولین گروه نوروژی که بلک متال را انتخاب کردند . و حالا یکی از برترینها هستند .

Bathory ; Blood, Fire, Death [1988]

Deliverance; Evil Friendship [1989]

Deicide ; Deicide [1990]

Samael ; Worship Him [1991]

اقدام به خودکشی کرد . Mayhem در سال 92 وکالیست

Burzum ; Burzum [1992]

یکی از گروه هایی که بلک متال حقیقی نوروژ شایسته اوست . دیگری حتما دوست صمیمیش فنریز از دارک ثرون است . سبکی جدید و دیوانه کننده و اولین گروهی که سعی بر نشان دادن حقیقت کرد .

Dark Throne ; A Blaze in the Northern Sky  [1992]

فکر نمی کنم احتیاج به توضیح باشد . آهنگ آلبوم دث متال ولی وکالیست بلک می خواند . بدون شک از بهترین آلبوم های بند است . ورود عقاید نئو-نازی و فضایی ترسناک باعث برجسته شد آلبوم می شود . حالا لقب پادشاه بلک متال نوروژ متعلق به فنریز و بند بزرگش هست .

Samael ; Blood Ritual [1992]

Immortal ; Diabolical Full Moon Mysticism [1992]

آغاز کار گروهی که بسیار قوی شروع کرد و پایانی افسانه ای داشت . هر چند سبکشان بلک بود ولی تفاوتی اساسی با بلک های دیگر داشت . گروه دارک ثرون همواره سر سخت ترین رقیب آنها بودند ولی موزیک ودرام سزیعشان آنها را برای موفقیت های بعدی یاری می داد .

در سال 93 درامر گروه امپرور  توسط یک دیوانه هم جنس باز کشته شد . همچنین گیتاریست و وکال گروه میهم یعنی ایرونیموس به دست ورگ ویکرنس کشته شد و دنیای بلک را تنها گذاشت .

Emperor ; Emperor/ Enslaved ; Hordanes Land split cd [1993]

از موفقترین بند هایی که از کیبورد استفاده کردند و سر لوحه دیم برگر و کریدل شدند . موزیکی سریع به همراه درامی سریعتر .

Dark Throne ; Under a Funeral Moon [1993]

Immortal ; Pure Holocaust [1993]

Rotting Christ ; Thy Mighty Contract [1993]

Marduk ; Those Of The Unlight [1993]

بندی که همواره سردمدار مخالفت با کلیسا بوده و هست در این سال آلبومی زیبا بیرون می دهد . آلبومی با سبک ملودیک بلک متال و صدای عالی وکال .

Cradle of Filth ; The Principle of Evil Made Flesh [1994]

لکه ننگ بلک متال شروع به کار می کند . کیبورد از شاخصه های گروه است . حاشیه و تجارت نیز با این بند متولد شدند .

Samael ; Ceremony of Opposites [1994]

Mayhem ; De Mysteris Dom Sathanas [1994]

Abigor ; Berwustung/ Invoke the Dark Age [1994]

آلبومی از خدای بلک متال اتریش . اشعاری کاملا از بن شیطانی در آلبوم . موزیکی سریع که عظمت در تار و پودش نقش بسته بود .

Satyricon ; Dark Medieval Times [1994]

پروژه ای که از 16 سالگی وکال گروه آغاز شد حالا شایسته دریافت این مقام می شود و آن سیترکن  بود . آلبومی ویران کننده که از اعماق صدای نوروژ رها شده بود . اشعاری با فضای تاریک و وجود افسانه های نوروژ در آن ، زیبایی خاصی به آلبوم بخشید . بندی که هرگز حاضر به درجا زدن نبود و همواره به سوی قله ای که می خواستند به آن برسند تلاش کردند . این آلبوم باعث شهرت آنان شد .

 

Emperor ; In The Nightside Eclipse [1995]

Carpathian Forest ; Through Chasm, Caves and Titan Woods [1995]

Gehenna ; First Spell [mcd]
Gehenna ; Through the Veils Of Darkness
[1995]

بندی زیر زمینی ولی دارای آهنگ هایی قوی به همراه استفاده زیبا از کیبورد و به وجود آوردن آلبومی با سبک اتمسفریک بلک متال که کاری بزرگ از یک گروه آندرگراند بود .

Behemoth ; Sventevith [storming the Baltic] [1995]

ازازل یا بهموث ، هر نامی که بر آن می گذارید بدون شک خدای بلک متال لهستان نرگال و بندش است . از چهره وکال گرفته تا آهنگ بند رعب آور است . درام ازازل مشخصه اصلی این گروه عالی است .

Sigh ; Infidel Zombie [1995]

تنها گروه حاضر در این لیست که آسیایی است و برخاسته از کشور ژاپن .

Enslaved ; Frost [1995]

Gorgoroth ; Pentagram [1995]

حرفی برای گفتن باقی نگذاشتند . گریم هایی ترسناک به همراه صدای عجیب و غریب وکالشان یعنی هفت آلبومی به وجود آوردند که تمام عناصر بلک متال را در خود گنجانده بود . ضد کلیسا بودن آنها بسیار شاخص است . تقریبا تمام اعضای بند می توانستند بلک بخوانند و این کار را در یکی از آلبوم هایشان انجام دادند . افکت گیتارها و صدای زیبای درام این آلبوم را به اثری برتر تبدیل کرد .

Satyricon ; Nemesis Divina [1996]

Covenant ; In Times Before the Light [1996]

گروهی نوروژی که در آهنگهایشان فضایی سرد و کیبوردی زیبا دیده می شود . هر چند اعضا جوان بودند ولی کاری زیبا ارائه دادند .

Arcturus ; Aspera Hiems Synmfonia [1996]

Bal Sagoth ; Starfire Burning.. [1996]

Impaled Nazarene ; Latex Cult [1996]

Cradle of Filth ; Dusk And Her Embrace [1996]

Dimmu Borgir ; Stormblast [1996]

Old Mans Child ; Born of the Flickering [1996]

ترکیبی از شیوه دارک ثرون و امپرور می شود این گروه . اشعاری جدید و آهنگهای ملودیکشان باعث این انتخاب شد .

Marduk ; Heaven Shall Burn [1996]

Dimmu Borgir ; Enthrone Darkness Triumphant [1997]

یکی از زیبا ترین های این بند . اشعار هم نوروژی هم انگلیسی بودند . کیبورد بسیار ماهرانه استفاده شد و درامی عالی دیگر کار را تمام کرد . افکت گیتار ها بسیار عالی و صدای وکال نیز بی عیب بود .

Emperor ; Anthems to the Welkin At Dusk [1997]

Ancient ; Mad Grandiose Blood Fiends [1997]

Ulver ; The Madrigal Of The Night [1997]

Cradle of Filth ; Cruelty and the Beast [1998]

Dimmu Borgir ; Spiritual Black Dimensions Blast [1999]

Immortal ; At The Heart Of Winter [1999]

Graveland ; Immortal Pride [1999]

دیگر بند لهستانی که تک نفره هست و می توان لغب بلک متال حقیقی را نیز داد . اشعار زیبا و آهنگ قوی . این بند با وجود قدرت بسیار همواره سعی بر زیرزمینی بودن و بدور از تجاری شدن دارد .

 

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم بهمن 1386ساعت 21:12  توسط King Manheb | 

 مقدمه: همان طور که در بخش اول این مطلب اشاره کردم، بلک متال به عنوان پرتنوع ترین گونه یا، به باور برخی دیگر، زیرگونه ی متال واقعاً طیفی چنان گسترده از گروه های مختلف و سبک های گوناگون را دربرمی گیرد که اراییه ی فهرستی جامع و همه جانبه از همه ی مختصات و ویژگی های فرمی و مضمونی آن امکان پذیر نیست. از طرفی دیدگاه های متفاوت هر یک گروه هایی را در این گستره به رسمیت می شناسند که از برخی دیدگاه های دیگر قابل پذیرش نیستند. گروه هایی مثل دارک ترون DarkThrone، سلتیک فراست Celtic Frost، ایمپرر Emperor، ایلدیارن Ildjarn، سامنینگ Summoning، آرکتوروس Arcturus، و... به رغم تفاوت های آشکار بین سبک و ساختار کارشان همگی در زیرگونه ی بلک متال جای می گیرند. عده ای شاید با اغماض و چشم پوشی بیش تر مثلاً کردل آو فیلث Cradle of Filth، کلما Kalmah ، چیلدرن آو بودوم Children of Bodom یا... را هم بلک به حساب بیاورند. ولی به هرحال نباید فراموش بکنیم که این گونه طبقه بندی ها همواره، خواه ناخواه، نسبی هستند و گریزی هم از آن نیست. با همه ی این اوصاف در این جا سعی کرده ام برخی از ویژگی های فرمی و ساختاری فراگیرتر در این زیرگونه را گردآوری کنم. دلیل این که در این وبلاگ برای بلک متال نسبت به سایر گونه/زیرگونه های متال ارجحیت قایل شده ام علاقه ی شخصی ام به آن است زیرا بلک متال را بیش از سایر زیرگونه های متال دوست دارم، ولی به موقع اش سراغ دث متال، دوم متال، وایکینگ متال و غیره هم خواهم رفت.

-ویژگی های فرمی:

 ۱- استفاده ی گسترده از ریفRiff های ترمولو Tremolo. عملاً می توان آهنگ های بلک را ترکیبی از چند ریف دانست که در مجموعه ای متغیر از آرانژمان های مختلف گنجانده می شوند.

 ۲- مرکزیت ملودی در آهنگ ها، ولی ملودی های به اصطلاح کروماتیک Chromatic و Dissonant. و استفاده از ملودی های باشکوه و حماسی توسط گروه هایی مثل سامنینگ Summoning و گریولند Graveland.

 ۳- استفاده ی اغلب محدود از ساز بیس، گذشته از استثناهایی مثل شاهکار گروه می هم Mayhem یعنی آلبوم De Mysteriis dom Sathanas .

 ۴- برخلاف اغلب زیرگونه های دیگر متال، سولو Solo(تک نوازی)های گیتار در آن بسیار نادرند.

 ۵- استفاده ی معمولاً گسترده از کیبورد - به خصوص پس از ظهور موج سوم بلک.

 ۶- استفاده از مایه های فولکFolk و نیوکلاسیکال Neo-Classical که در کار گروه های موج سوم به اوج خود رسید و گاه استفاده از مایه های امبینت Ambient که اولین بار بورزوم Burzum به طرز گسترده ای از آن ها بهره گرفت.

 ۷- تهیه و ضبط بدوی، خشن و ناهنجار و اغلب عمداً غیرحرفه ای -عموماً در کار گروه های موج اول و به خصوص دوم- که جلوه ای بود از جهان بینی میزانتروپیک Misanthropic (مردم گریزانه) و ضداجتماعی بلک و هدف آن هم به چالش کشیدن سلیقه ی مخاطب خوگرفته به شنیدن آواهای شفاف و تمیز و ایجاد نوعی زیبایی شناسی هنجارستیز و نامتعارف بود. این ویژگی در کار نسل های بعدی بلک به تدریج کمابیش حذف شد.

 ۸- موسیقی بلک - حداقل در شکل سنتی اش- معمولاً تکنیکال نبود و سبک نوازندگی در آن اغلب با چیره دستی آشکار و گاه خودنمایانه ی نوازندگان به خصوص ترش Thrash و اسپید Speed متال بسیار فاصله داشت. این ویژگی و مینی مالیسم حاکم بر موسیقی بلک نیز با ظهور موج سوم بلک متال به تدریج کنار گذاشته شد.

 ۹- صدای جیغ آسا و مخوف خواننده که، گذشته از استثناهایی مثل گروه هیت فارست Hate Forest، در طول سال ها عنصر ثابت و همیشگی بلک متال مانده است.

 ۱۰- و البته همان تنوع بی نظیر در سبک و فرم که پیش از این به آن اشاره شد.

- ویژگی های مضمونی:

 ۱- بلک متال، برخلاف گونه هایی مثل ترش و دث، زیربنای فلسفی آشکار و تمام عیاری دارد و صاحب ایدیولوژی است. جهان بینی بلک متال نیهیلیستی و تا حد زیادی آنارشیستی است و گرچه برخی از گروه های دث نیز جهان بینی نیهیلیستی دارند ولی در مورد گروه های بلک، این جهان بینی شالوده ی آثار را تشکیل می دهد.

 ۲- گرایش عمیق به طبیعت و عشق ورزیدن و احترام به آن، در تقابل با جنون فزاینده و مهارناپذیر انسان  امروزی در ویران کردن و آلودن طبیعت و زمین.

 ۳- موسیقی بلک همیشه میزانتروپیک (مردم گریز) بوده است، چه در مضمون و چه در شکل اجرا و عرضه ی موسیقی. بلک موسیقی فرد در برابر اجتماع است و بنابراین ملهم از رمانتیسیسم به مفهوم ارجحیت قایل شدن برای فرد و هویت و موجودیت فردی، و برداشت ها و جهان بینی و عمل فردی و مخالفت با جزم اندیشی.

 ۴- مضمون اشعار -مثلاً در مقایسه با دث متال - تغزلی تر است و بیش تر وجه روایی دارد.

 ۵- مخالفت و ضدیت شدید با مسیحیت و در عوض ستودن شیوه های کهن زندگی، گاه همراه با ترویج سنت های پاگانی، گاه همراه با ستایش Asatru یعنی مذهب کهن اسکاندیناوی و سایر سنت های کهن اروپای پیش از ظهور مسیحیت.

 ۶- گرایش به افکار ناسیونالیستی که به خصوص در سال های اخیر و بالاخص در کشورهای اروپای شرقی به شووینیسم و راسیسم تبدیل شده است.

 ۷- در کل دلبستگی عمیق به گذشته: سازهای سنتی و ملودی هایی که حال وهوایی کهن و باستانی و گاه حماسی را تداعی می کنند و حتی پوشیدن لباس هایی با الهام از لباس های کهن و سنتی.

 ۸- گرایش به Occult (علوم رازورزانه) و جادو.

 ۹- اشعاری با مضمون آپوکالیپسی/آخرزمانی، در باب نابودی گریزناپذیر و قریب الوقوع انسان و دنیا، بسیار رایج است و اغلب هم ریشه های این نابودی در اعمال حماقت آمیز انسان علیه طبیعت و زمین جسته می شود.

 ۱۰-  ستایش خصلت هایی مانند شجاعت، عزت نفس، غرور و  فردیت، اغلب در قالب ستایش سلحشوران عهد باستان.

 ۱۱- تاُثیرپذیری عمیق از آثار و فلسفه ی آنتون زاندور لاوی، نیچه و شوپنهاور، به خصوص نیچه و آموزه هایش در باب اراده ی معطوف به قدرت و ابرمرد.

 ۱۲- تاُثیرپذیری عمیق از آثار جی. ار. ار. تولکین - خالق شاهکارهایی هم چون ارباب حلقه ها. این تاُثیرپذیری از انتخاب نام گروه - Gorgoroth, Minas Tirith, Isengard, Burzum -  تا استفاده از مضامین آثار او در اشعار را شامل می شود. مثلاً گروه سامنینگ Summoning تقریباً مضمون تمامی اشعارش را از آثار تولکین می گیرد.

-::: قطعاً این ها تمامی مختصاتی که می توان برای بلک متال قایل شد نیست و احتمالاً به تدریج عنوان های تازه ای نیز به این فهرست اضافه خواهد شد. طبعاً خوانندگان عزیز وبلاگ نیز می توانند در راه کامل تر کردن این فهرست به من کمک کنند و کاستی ها را تذکر دهند. در ضمن در مطلب بعدی ام به معرفی برترین گروه ها و آلبوم های بلک متال خواهم پرداخت.

بن مایه نوشتار :

http://ahanin.blogfa.com

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 21:11  توسط King Manheb | 

پیش مقدمه:این نوشتار به وسیله من نوشته نشده است و بن مایه ی آن در پایان گفته خواهد شد .

 

- مقدمه: از آن جا که منابع مکتوب اساسی و واقعاً مفید در زمینه ی متال به زبان فارسی بسیار محدود و در واقع چیزی است نزدیک به صفر، و در مورد زیرگونه ی بلک متال تا جایی که می دانم اساساً چنین منابعی وجود خارجی ندارد، به نظرم رسید که بد نیست مطلبی کلی، مختصر و امیدوارم مفید درباره ی چگونگی شکل گیری بلک متال، تحولات و ویژگی های کلی اش در دو بخش تقدیم کنم. بخش اول این مطلب درباره ی پیدایش و سیر تحولات بلک متال است و در بخش دوم به ویژگی ها و مختصات فرمی و مضمونی آن می پردازم. ترجیح می دهم فضای این وبلاگ با مطالبی پر شود که واقعاً به کار مخاطب جدی و راستین متال اصیل بیاید. امیدوارم همین گونه باشد.

- تعاریف: یکی از مشکلات اساسی در پرداختن به زیرگونه ی بلک این است که واقعاً تعریف دقیق و همه پسندی از این زیرگونه وجود ندارد. بلک قطعاً متنوع ترین و گسترده ترین زیرگونه ی متال است و طیفی باورنکردنی از گروه های مختلف با آواهای مختلف را دربرمی گیرد و این قضیه به خصوص در سال های اخیر که خیلی از گروه های بلک دست به تجربه گرایی های گاه افراطی در قالب موسیقی خود زده اند نمود بیش تری هم پیدا کرده است. بلک متال در گذر سال ها از آن چه به عنوان بلک متال سنتی شناخته می شود و بزرگ ترین نمایندگان  آن، گروه های نروژی هستند که در نیمه ی نخست دهه ی ۱۹۹۰ به نقطه ی اوج حرفه ای خویش رسیدند، بسیار فاصله گرفته است.  برخی از طرفداران و منتقدان نخبه گرا و  متعصب متال که اصولاً تنها شکل واقعی و راستین بلک را همان چیزی می دانند که گروه های زیرزمینی پیشگام این زیرگونه ارایه می دادند و مختصات خاص خود را داشت، از جمله کیفیت ابتدایی و خشن و عمداً غیرحرفه ای ضبط و تهیه ی کارها که مخاطب گونه های متعارف تر متال را گریزان می کرد. به هرحال این قضیه برمی گردد به تعاریف و سلایق شخصی هر مخاطبی. شخصاً کارهای متاُخر گروه هایی مثل کردل آو فیلث Cradle of Filth و دیمو بورگیر Dimmu Borgir و  هیچ یک از کارهای امثال چیلدرن آو بودوم Children of Bodom را به هیچ عنوان نمی توانم بلک به حساب بیاورم. گروه هایی که عملاً هوی متال یا حتی هارد راک را با همان فرمول های آشنا و دستمالی شده ی دو سه دهه قبل ارایه می دهند و با صرفاً استفاده از صدای خواننده ای که به سبک بلک می خواند و استفاده از لایه های ظاهری و فریبنده ی بلک، و البته استفاده ی افراطی از کیبورد و گاه سازهای کلاسیک، در قالبی پرزرق وبرق بسته بندی اش می کنند تا شنوندگان گونه های متعارف و تجاری متال و حتی راک هم خود را "رادیکال" و "اکستریم" تصور کنند. بگذریم...

- شکل گیری: بلک متال به مفهوم واقعی و سنتی کلمه در اواخر دهه ی ۱۹۸۰ و اوایل دهه ی ۱۹۹۰ در نروژ شکل گرفت، ولی نمونه ی اولیه ی آن چند سال پیش از آن عرضه شد. عملاً می توان گروه ونوم Venomeرا آغازگر این حرکت به حساب آورد و به عبارتی آلبوم سال ۱۹۸۱ این گروه با عنوان Welcome to Hell مبداُ پیدایش بلک متال است. حتی عنوان بلک متال هم از عنوان یکی از آهنگ های این گروه گرفته شد. در ادامه گروه های دیگری مثل باتوری Bathory، سودوم Sodom، سلتیک فراست Celtic Frost و هل همرHellhammer  به شکل گیری زیبایی شناسی خاص بلک کمک کردند. این گروه ها برخلاف گروه های متال معروف و محبوب دهه ی ۱۹۸۰ مثل متالیکا، آیرن میدن، مگادث و غیره، سبکی بدوی و مینی مالیستی را دنبال می کردند و کارهایشان نسبت به گروه های مورد اشاره با کیفیت غیرحرفه ای تری تهیه و ضبط می شد و اشعارشان اغلب به طرزی آشکار و افراطی ضدمذهبی بود. کیفیت نوازندگی در کار آن ها هم اغلب حالت تکنیکال گروه های ترش، اسپید و موج نوی هوی متال بریتانیایی NWOBHM را نداشت. البته در آن زمان اصلاً اسمی از بلک متال نبود و این گروه ها اغلب خود را هوی یا ترش یا دث به حساب می آوردند و تازه پس از به رسمیت شناخته شدن زیرگونه ای با عنوان بلک متال بود که آن ها را هم در این گروه طبقه بندی کردند. آن چه معمولاً در پرداختن به ریشه های بلک متال فراموش می شود، تاُثیر عظیم گروه برزیلی Sarcofago و گروه کانادایی Blasphemy است که شاید دیوانه ترین، رادیکال ترین و افراطی ترین گروه های متال آن دوره بودند و آثارشان در محافل زیرزمینی متال در اروپا دست به دست می شد و تاُثیر انکارناپذیری بر هنرمندان موج دوم بلک گذاشت.

- موج دوم: موج دوم بلک متال که در واقع آغاز بلک متال به مفهوم سنتی اش بود، عملاً از استودیوی شخصی گیتاریست نابغه/دیوانه ی گروه می هم Mayhem یعنی یورونیموس Euronymous فقید ظهور کرد. در نیمه ی اول دهه ی ۱۹۹۰ موج دوم در اوج بود و خدایانی مثل بورزوم Burzum، دارک ترون DarkThrone، ایمورتال Immortal و می هم Mayhem شاهکارهای بی نظیر خود را در همین دوره عرضه کردند. یورونیموس و دارودسته اش در این گروه های مورد اشاره معتقد بودند که دث متال تجاری شده و اصالت و گزندگی اش را از دست داده است. یکی از چیزهایی که آن ها را برمی آشفت این بود که گروه های دث حالا دیگر در کنسرت هایشان تی شرت و کفش کتانی می پوشیدند و این برای آن ها قابل تحمل نبود. از این رو لباس و شکل وشمایل خاصی برای خود آفریدند که به نوعی به "یونیفورم" بلک متال تبدیل شد. چهره هایشان را هم با گریمی خاص به چهره ی هولناک مرده ها شبیه می کردند و تصویری کاملاً جامعه ستیزانه و منحصربه فرد اختیار کردند که تا سال ها یکی از عناصر ثابت گروه های بلک بود و البته به تدریج و در نسل بعدی گروه های بلک تعدیل شد و کار به جایی رسید که در خیلی موارد همان تی شرت و کفش کتانی جای این ظاهر نامتعارف را که تلفیقی از سیمای یک جنگجوی عهد باستان و یک جسد بود گرفت. یکی دیگر از گروه های موج دوم که تاُثیر عظیمی روی خیلی از گروه های پس از خودش گذاشت و نباید آن را نادیده گرفت، گروه بی همتای Beherit است که در فنلاند ظهور کرد. این گروه بسیار رادیکال که درواقع نخستین گروه بلک کشور فنلاند و یکی از پیشگامان این زیرگونه بود، پس از عرضه ی چند شاهکار فناناپذیر بلک، در کارهای بعدی سبک اش را عوض کرد و به سراغ موسیقی الکترونیک/دارک امبینت Dark Ambient رفت، ولی همان چند کارش هم چنان از کلاسیک های این زیرگونه به حساب می آیند.

- موج سوم: موج سوم بلک متال با تعدد عجیب و غریب گروه های بلک همراه بود و قطعاً شاخص ترین نماینده ی این موج گروه اسطوره ای ایمپرر Emperor است. موسیقی این گروه ها از سادگی و مینی مالیسم نسل های قبلی به سوی نوعی پیچیدگی خاص رفت که در کارهای بسیار تکنیکال و دشوار همین گروه ایمپرر Emperor  که همگی نوازنده هایی درجه یک با دانشی بسیار گسترده در زمینه ی موسیقی بودند به اوج خود رسید. مایه های سمفونیک و نیوکلاسیکال از همین جا به طرز گسترده ای وارد موسیقی بلک شد. گروه هایی مثل کردل آو فیلث Cradle of Filth که اتفاقاً شروع درخشانی هم داشت و نیز دیمو بورگیرDimmu Borgir ، این عنصر را به حدی افراطی به کار گرفتند و به طرز فزاینده ای رو به تجاری شدن رفتند و البته طرفداران بی شماری هم پیدا کردند. گروه هایی مثل انورکسیا نروزا Anorexia Nervosa، آگاتودیمن Agathodaimon، انشنت Ancient و ایکرکاک Ackercocke  هم مسیر آن ها را در پیش گرفتند.

حالا دیگر بلک متال منحصر به کشورهای اسکاندیناوی نبود و عملاً در سراسر دنیا اشاعه پیدا کرده بود. از آمریکا - با گروه هایی مثل Judas Iscariot, Absu, Krieg, Averse Sefira - گرفته تا استرالیا - Spear of Longinus, Destroyer 666 - و یونان - Varathron, Rotting Christ, Necromantia - و آلمان - Absurd, Moonblood, Nargaroth- و حتی ژاپن - Sigh- و غیره و غیره. گروه های موج سوم بلک بیش از همه ی گروه های قبلی محبوبیت پیدا کردند و در نتیجه مزخرفات زیادی هم عرضه شد. خیلی از شرکت ها و کمپانی های معروف متال برای اولین بار به سراغ گروه های بلک رفتند و فروش آلبوم های بلک متال سیر صعودی چشمگیری را طی کرد. سال ۱۹۹۷ نقطه ی اوج این محبوبیت و موفقیت تجاری بود. حالا دیگر گروه های بلک اغلب تهیه و ضبطی حرفه ای و تمیز داشتند و دیگر اثری از آن مینی مالیسم سنتی نبود و کارها مدام پرزرق وبرق تر می شد. اما هرچه دهه ی ۱۹۹۰ رو به پایان می رفت این محبوبیت به تدریج کم تر و کم تر شد. آن موج دیوانه وار فروکش کرد اما برخلاف آن چه عده ای می پندارند بلک متال هم چنان زنده است، هرچندکه خیلی از گروه های برتر بلک به سوی سبک ها و زیرگونه های دیگری رفتند. در این میان گرچه گروه هایی مثل بهموث Behemoth و راتینگ کرایست Rotting Christ  هم چنان متال ماندند و عمدتاً به جانب دث متال رفتند و البته هم چنان شاهکارهایی ارایه داده اند و می دهند (البته راتینگ کرایست  Rotting Christ در کارهای اخیرش رجعتی دوباره به زیرگونه ی بلک داشته)، ولی بزرگانی مثل بورزوم Burzum، سمایل Samael، دادهیمسگارد Dodheimsgard، اولور Ulver و خیلی های دیگر متاسفانه نه تنها از بلک متال دست کشیدند بلکه به سسمت وسویی رفتند که دیگر اصلاً نمی توان آن ها را متال به حساب آورد. گرایش پررنگی به جانب موسیقی الکترونیک و/یا موسیقی آوان گارد و تجربی در کار خیلی از این گروه ها دیده می شود.

- حال و آینده ی بلک متال: با این حال فرم های سنتی بلک هم چنان زنده اند. حالا دیگر اغلب بزرگان موج اول دست از کار کشده اند و دارک ترونDarkThrone گرچه هم چنان پرکار است ولی عمدتاً به تکرار خودش می پردازد. خدایان نروژی بلک متال یا ازهم پاشیده اند یا مثل اینسلیود Enslaved و ساتیریکون Satyricon  به قدری دچار دگردیسی شده اند که دیگر نمی توان آن ها را بلک به حساب آورد. کنت گریشناخ/وارک ویگرنس، چهره ی افسانه ای بلک متال هم که قطعاً سه چهار آلبوم از شاهکارهای ابدی بلک را عرضه کرده، در این سال ها خواسته یا ناخواسته چند آلبوم الکترونیک و امبینت ambient -هرچند بسیار زیبا- را در گوشه ی زندان ساخت و عرضه کرد.

واقعیت این است که در چند سال اخیر بزرگان بلک متال نه از نروژ و سایر کشورهای اسکاندیناوی، بلکه از کشورهای اروپای شرقی ظهور کرده اند و دوستداران بلک متال را امیدوار و علاقه مند نگه داشته اند. می توان گفت که موج چهارمی از کشورهای بلوک شرق برخاسته است. گروه های بزرگی مثل درود Drudkh، هیت فارست Hate Forest  (که متاسفانه منحل شد)، نکتورنال مورتم Nocturnal Mortum، رکوت Rakoth، اسکای فورجرSkyforger، و دیگران. و البته گریولند Graveland کهنه کار از لهستان نیز هم چنان سازش ناپذیر و پرکار به کارش ادامه می دهد. شخصاً گروه درود Drudkh را بزرگ ترین پدیده ی بلک متال در سال های ۲۰۰۰ به بعد و قطعاً یکی از بزرگ ترین گروه های تاریخ بلک متال می دانم. گروه های موج چهارم یا اسلاویک بلک متال اغلب بسیار حماسی اند و افکار ناسیونالیستی و در مواقعی شووینیستی یا حتی نازیستی دارند ( عملاً مرز میان ناسیونالیسم و نژادپرستی بسیار باریک تر از آن است که به نظر می رسد). همین افکار نیز باعث ایجاد محدودیت هایی در پخش و عرضه ی کار بسیاری از آن ها شده است زیرا اکثر شرکت های معروف تر از این گونه گروه ها و افکار پرهیز می کنند- دست کم از گروه هایی که آشکارا از این نوع اندیشه ها جانب داری می کنند. البته در سال های اخیر افکار نژادپرستانه در کشورهای شرق اروپا رواج روزافزونی یافته و این منحصر به موسیقی بلک متال در این کشورها نمی شود.

 فارغ از هرگونه افکار سیاسی( شخصاً شاُن و قدر هنر را فراتر از آن می دانم که حضور شایبه های سیاسی زودگذر و دارای تاریخ مصرف را در آن بپسندم)، می توان هم چنان با امید به کشورهای شرق اروپا چشم دوخت و  اطمینان داشت که بلک متال گرچه در کشورهایی که زمانی مهد آن بوده اند کمابیش به قهقرا می رود ولی در نقاط دیگری از دنیا، بالنده و شکوفا، پیش می رود.

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم آذر 1386ساعت 18:2  توسط King Manheb | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
متال فریاد است
فریادی برآمده از درون انسان هایی تاریک
انسان هایی تاریک در زمان و دوره ای تاریک
برآمده از تاریکی
زندگی هایی هیولایی
در کام خویش فرو برده اند
آنچه که از آن انسانیت بود
برای چه زندگی می کنیم ؟ این را می گوییم و باز
به دنبال نیستی می گردیم
انگار که سال ها به دنبال آن بوده ایم
تا انتهای دنیا
تاریکی را می جوییم و بس

متال از درون دل های انسان های طرد شده
سر بر می آورد
فریاد می زند
نعره می کشد
منم آزادی . . !

متال از زبان کودک مورد تجاوز
فریاد می زند
کجاست قانون . . !

متال فقر انسانهای درمانده را
نعره می زند
که با ما چه می کنند
این نا نجیبان دنیا طلب ؟

متال آوای جنگ است
جنگی که بر ضد جنگ است
می جنگد تا جنگی نباشد
در این دنیای فانی
حیواناتی را به مبارزه می طلبد
که به جان انسان ها افتاده اند
و همانند زالو خون انسان های بیگناه را می مکند

متال بیداری است
بیداری در درون انسان
که هیچ گاه خویشتن را نمی نماید

متال فریاد بیداری نهان انسان ها ست
برای چه به این جهان آمده ایم
که بگویند و انجام دهیم ؟

براستی آیا خداوند مرده است ؟
یا بال های فرشتگان هنوز که هنوز خونین است ؟
پیامبران آیا دروغ گفتند و رفتند ؟
این پرسش های ذهن تاریک ما انسان هاست ؟

باشد که خداوند همه ما را بیامرزد
نیز ابلیس اهریمنی را . . .

متال در درون بال می گشاید
به سوی نهایت
ازل
ابدیت
تا انتهای تونل زمان . . .
بال های آن به سوی نیستی می گراید
نیستی که رو به پنجره ی یک بوستان تابستانی است !

ای زندگی !
ای نیم روز !
ای زمان جشن و سرور !
ای بوستان تابستانی !
ای بی قراری !
خوشبختی در پیش است . . .


به نگارش : King Manheb

در این تارنگار به شناسایی ترانه های گروه های مختلف از سبک های گوناگون موسیقی متال پرداخته می شود .

نویسنده تارنگار : كينگ منهب خواننده و ترانه سرا در سبك متال

راه در جهان یکی است و آنهم راستی است

پندار نیک
گفتار نیک
کردار نیک

شود مردمی کیش و آیین ما
نگیرد خرد خرده بر دین ما
بیاریم آن آب رفته به جوی
مگر زان بیابیم باز آبروی

نوشته های پیشین
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
پیوندها
آریاراد
سلطنت در خون
سرمای جهنم
بررسی موسیقی متال
پاتوق متال ها
معنی اشعار متال
بزرگترین وبلاگ بلک متال
عقاب سیاه بر قله متال
ترجمه اشعار متال
prophets of metal
بررسی موسیقی متال بلک متال & دث متال & دوم متال Flames Of Hate
Metal Biography and Downloads and etc
Darkthrone , Holy Darkthrone
DoKhTaRe JaHaNaMi
Sovereign - In - Avernus - ! -
Black Metal FANS
sAcrAt
آریانی برترین نژاد
ماهی کپور
متال زیر زمینی
موسیقی در اعماق زمین
محکوم به زندگی
متال برای همه
گهواره شیطان
Dynamicdesigners
قابیل
لوسیفر می آید
ما هیچ ، ما نگاه
دانلود مجانی فونت و لوگو ساز بلک متال
متال
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM